تبليغاتX
بمان با من
هيچ كس باور نمي كرد...همه منتظر بودن ببينند آخرش چي ميشه....همه فكر مي كردن كه يه بازيه...وقتي كه به نظر همه بازي تموم شد، به دلداريش حرفهايي زدن

يكي با گفتن راز دندون قروچه هاي تو خوابش و جوشهاي زير پلك پايينش  و ادعاي نهايت دوست داشتن معشوقش مي خواست در تخفيف درد دخترك  اونو تسكين بده...وقتي جواب شنيد كه موهاي شقيقه اش سفيد شده ديگه حرفي براي گفتن نداشت

عشق دخترك كامل بود...حتي با نقصهاي ظاهري اش(نه گفتاري...نه ديداري)

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:32 |

واي كه چقدر دلم براي شنبه تنگ شده بود....۶ تا شنبه قصر در رفته بود....نذاشت هفتميش اتفاق بيفته...آخه تو دين زرتشت هفت عدد مقدسيه...

قانون روزهاي شنبه داشت با افشاء رازش فسخ مي شد...آخرين پنجشنبه قول داد كه شيطوني نكنه تا طلسم روز شنبه براي هميشه باطل بشه

اما افسوس...صد افسوس...

 اون آخرين شنبه بود....اون هفته حتي به آخر هم نرسيد...به دوشنبه خاكستري ختم شد. 

 

Angel

 

+ نوشته شده توسط Angel در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 13:12 |
 
 
 
 
 
رستگارى انسان مستلزم افشاى حقايق وراى عقل است.
"آكويناس"
+ نوشته شده توسط Angel در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 16:19 |

ما هممون آدمیم و اشتباه می کنیم

اصلا اشتباه مال آدماست

اما یه چیز خیلی با ارزشی  که هست اینه که ما آدما نیروی فکر و اندیشه داریم

پس چه خوبه بعد از اشتباهاتمون فکر کنیم ازشون درس بگیریم و سعی کنیم دیگه اونا رو تکرار نکنیم تا  حقوق معنوی و بعضا مادی آدمای دیگه رو پامال نکنیم

یه امتیاز دیگه هم که ما آدما داریم داشتن دله...دلی که درش احساس پشیمونی به وجود می یاد و باعث می شه که دیگرون رو ببخشیم

ببخشای تا بخشوده شوی

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:40 |
عشق..احتياج...اشتياق...تعهد...خيانت...قضاوت...

تا بيرون گود هستي راحت مي توني قضاوت كني...وقتي تو گودي نمي دوني قضاوت چقدر سخته؟!

قاضيي رو مي شناسم كه متهمي رو محكوم كرد...امروز  ۱۰ روزي مي شه كه داره با اين الفاظ بازي مي كني و مرتب با خودش كلنجار مي ره...خودشو جاي محكوم مي ذاره و مي بينه عادلانه قضاوت نكرده شايد هم آره... هيچي معلوم نيست...اصلاًكار ما آدما اين نيست كه در مورد هم قضاوت كنيم...كار ما اينه كه همديگه رو دوست داشته باشيم و همديگه رو ببخشيم تا به قول امرسون شادي در هستي تداوم پيدا كنه

حقيقت اينه كه فكر مي كرد با اتمام جلسه همه چي تموم مي شه..حالا خودش تو همون مخمصه اي افتاده كه متهم افتاده

در پيشگاه خداوند اقرار مي كنه كه آتشي كه روشن بشه هيچ چيز نمي تونه خاموشش كنه...

از من خواست كه از محكوم خواهش كنم اونو ببخشه... طلسم عذاب اون با بخشش متهم شكسته

مي شه...مثل شكستن طلسم قصه هاي شاه پريون...ديو و دلبر...سفيدبرفي...سيندرلا....

+ نوشته شده توسط Angel در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:16 |
تقديم به تموم عزيزاني كه با فرستادن پيام تبريكشون قلب كوچكم رو سرشار از شوق، اميد و شادي كردن:

دوستي

بسته پيچيده به روبانها نيست

كه كسي روز تولد به كسي هديه دهد

يا عيدي را تجلي بخشد

قلبي كه دوست بدارد

دوستش خواهند داشت.

                      ********************************************

در قانون هستي، شادي، آزادي و آرامش زماني تحقق مي يابد كه آنها را ببخشيم.

"امرسون"

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:15 |
دو سال است که می دانم

بی قراری چیست

درد چیست

مهربانی چیست

دو سال است که می دانم

آواز چیست

راز چیست

 

چشمهای تو شناسنامه مرا عوض کردند

امروز من دو ساله می شوم.

 

من امروز سه ماهه شدم با تقویم آسمانی...

ديشب علاوه بر كادويي كه گرفتم به بهترين چيز دنيا رسيدم

نگاهي كه از حادثه عشق تر است

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:49 |
وقتی که خیلی دلم تنگ می شه می رم خرید خودمو تحویل می گیرم واسه خودم چیزای خوب خوب می خرم اگه آروم نشدم می شینم تو دفتر خاطراتم می نویسم اگه بازم آروم نشدم اشکهامو به کمک می طلبم.

برای دلتنگیهای کوچولو  هم خواب بهترین درمونه.

حرف زدن با یه دوست بی برو برگرد جواب می ده مخصوصاً اگه دوستی داشته باشی که مرادت باشه و حرفهاش حرفهای دل باشه

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت           بشکست عهد و ز غم ما هیچ غم نداشت 

یا رب مگیرش ارچه دل چون کبوترم                 افکند و کشت و عزِت صید حرم نداشت

برما جفا زبخت آمد و گرنه یار                         حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت

با اینهمه هر آنکه نه خواری کشید ازو              هرجا که رفت هیچکسش محترم نداشت

ساقی بیار باده و با محتسب بگو                    انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت

هر ره رو که ره به حریم درش نبرد                مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت 

حافظ ببر گوی فصاحت که مدّعی

هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت

+ نوشته شده توسط Angel در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:40 |

كاش در دهكده عشق فراواني بود

توي بازار صداقت كمي ارزاني بود

كاش اگر گاه كمي لطف بهم مي كرديم

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

دل اگر رفت شبي دعايي بكنيم

راز اين شعر نيم مصرع پاياني بود

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:56 |
اگه یه روز کسی ازم می خواست براش عشق رو معنی کنم می گفتم

عشق از ریشه عشقه است...عشقه اسم یه گیاهه با اسم علمی Hedera helix ...علت وجه تسمیه اش رو می گفتم..از مراتب عشق می گفتم...از مراحلش...از هفت شهر عشق عطار حرف می زدم...از حافظ که خدا رو عشق می دونه...از سختیهای عشق می گفتم...از سوختنهاش

اما حالا اگه کسی ازم بپرسه فقط یه چیز می گم

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:51 |
...

بی رحمانه اشکهایم را زیر پا می گذارم

من اشکهایم را جار نمی زنم

اگر برای هر غصه ای ترمز خطر را بکشیم

که قطار اصلاْ نمی تواند حرکت کند

و من منظره را تماشا می کنم

اگر برحسب تصادف بی اندازه زشت باشد

صبر می کنم تا زیبایی دوباره پیدا شود

و گمرکچیان نومیدی

می توانند شکم چمدان هایم را بدرند

با من حرف بزنند و از من سوال کنند

من اصلاْ چیزی ندارم که اقرار کنم

عشق چون من به سفر می رود

روزی با آن رو به رو می شوم

همین که چهره اش را ببینم

فوراْ او را به جا می آورم

"ژاک پرور"

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 9:0 |
روزي دختر كوچكي از مرغزاري مي گذشت. پروانه اي را ديد بر سر تيغي گرفتار. با احتياط تمام پروانه را آزاد كرد. پروانه چرخي زد. پر كشيد و دور شد . پس از مدت كوتاهي پروانه در جامه پري زيبايي در برابر دختر ظاهر شد و به وي گفت: به سبب پاكدلي و مهربانيت. آرزويي را كه در دل داري بر آورده مي سازم. دخترك پس از كمي تامل پاسخ داد: من مي خواهم شاد باشم. پري خم شد و در گوش دخترك چيزي زمزمه كرد و از ديده او نهان گشت. دخترك بزرگ مي شود. آن گونه كه در هيچ سرزميني كسي به شادماني او نيست. هربار كسي راز شاديش را مي پرسد با تبسم شيرين بر لب مي گويد: من به حرف پري زيبايي گوش سپردم. زماني كه به كهنسالي مي رسد. همسايگان از بيم آنكه راز جادويي همراه او بميرد. عاجزانه از او مي خواهند كه آن رمز را به ايشان بگويد: به ما بگو پري به تو چه گفت؟ دخترك كه اكنون زني كهنسال و بسيار دوست داشتني است. لبخندي ساده بر لب مي آورد و مي گويد: پري به من گفت همه انسانها با همه احساس امنيتي كه به ظاهر دارند. به هم نيازمندند!

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:21 |
يك پسر كوچك از مادرش پرسيد: چرا گريه مي كني؟
مادرش به او گفت : زيرا من يك زن هستم .
پسر بچه گفت: من نمي فهمم.
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هيچگاه نخواهي فهميد.
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسيد : چرا مادر بي دليل گريه مي كند؟
پدرش تنها توانست به او بگويد : تمام زن ها براي هيچ چيز گريه مي كنند.
پسر كوچك بزرگ شد و به يك مرد تبديل گشت ولي هنوز نمي دانست چرا زن ها بي دليل گريه مي كنند؟
بالاخره سوالش را براي خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را مي داند.
.او از خدا پرسيد : خدايا چرا زن ها به آساني گريه مي كنند؟
خدا گفت : زماني كه زن را خلق كردم مي خواستم كه او موجود به خصوصي باشد.بنابراين شانه هاي او را آن قدر قوي آفريدم تا بار همه دنيا را به دوش بكشد و همچنين شانه هايش آن قدر نرم باشد كه به بقيه آرامش بدهد
من به او يك نيروي دورني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش راداشته باشد و وقتي آن ها بزرگ شدند توانايي تحمل بي اعتنايي آن ها را نيز داشته باشد. به او توانايي دادم كه در جايي كه همه از جلو رفتن نااميد شده اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود. 
به او توانايي نگهداري از خانواده اش را دادم حتي زماني كه مريض يا پير شده است بدون اين كه شكايتي بكند.
به او عشقي داده ام كه در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آن ها به او آسيبي برسانند.
 به او توانايي دادم كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش كند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد.
به او اين شعور را دادم كه درك كند يك شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي رساند اما گاهي اوقات توانايي همسر ش را آزمايش مي كند وبه او اين توانايي را دادم كه تمامي اين مشكلات را حل كرده و با وفاداري كامل در كنار شوهرش با قي بماند و در آخر به او اشك هايي دادم كه بريزد.
اين اشك ها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني كه به آن ها نياز داشته باشد.
 او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشك مي ريزد؟
خدا گفت : زيبايي يك زن در چشمانش نهفته است زيرا چشم هاي او دريچه روح اوست.
 ودر قلب او جايي كه عشق او به ديگران در آن قرار دارد.

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:38 |

بهشت همان راه بهشت است

 

وقتي كه عشق تمام محدوديت ها را ترك مي گويد،

به حقيقت مي رسد.

                                 خود حقيقت مي شود.

پاياني ندارد، هيچ چيز سرراهش را نمي گيرد.

شكل اين نوا درخشان است

همچون ميليون ها خورشيد:

آن ويناي بي همتا نت هاي حقيقت را مي نوازد.

 

"اوشو"

 

+ نوشته شده توسط Angel در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:50 |
نه در جایت بمان

       نه در حالت بمان

                  همواره مرغی مهاجر باش

"دکتر شریعتی"

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:48 |
زمین را دوست ندارم

حتی درختهای کوچک

ریشه های بزرگی دارند

در اعماق تاریکی

*

کنار تو

بالهایم رشد کرد

یاد گرفتم پرنده باشم

از زمین فاصله بگیرم

"ملیحه مهرپرور"

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:29 |
سه ره پیداست
نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر
حدیثی که ش نمی خوانی برآ ن دیگر
نخستین :راه نوش و راحت وشادی
به ننگ آغشته،اما رو به شهر و باغ و آبادی
دو دیگر :راه نیمش ننگ ،نیمش نام ،
اگر سر بر کنی غوغا، و گردم در کشی ،آرام
سه دیگر:راه بی برگشت ،بی فرجام
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است 
بیا ره توشه برداریم 
قدم در راه بی برگشت برداریم 
ببینیم آسمان"هر کجا "آیا همین رنگ است.!!


"مهدی اخوان ثالث"

Angel
+ نوشته شده توسط Angel در شنبه نهم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:57 |
با توام!

پیرمرد ایستاده در کنار این قفس

از پرنده ات بپرس

یک هزار سال بعد

روزگار

-راستی!- چه شکلی است؟

ناگهان دلی

می پرد رها؟

تنگ می شود برای هیچ کس؟

یا که باز هم

مثل یه هزار سال قبل...؟

از پرنده ات بپرس!

"حسین تولایی"

Angel

 

+ نوشته شده توسط Angel در شنبه نهم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:10 |

رئيس جمهور پيش از شروع كنفرانس خبرى اش در روز دوشنبه كه بيشتر صحبتش درباره فلسطين و انرژى هسته اى بود، در نامه اى به محمد على آبادى رئيس سازمان تربيت بدنى، از او خواست كه در بهترين فضاى ورزشگاه جايى را براى حضور زنان تدارك ببيند، گرچه اين حكم رئيس جمهور در ميان اخبار كنفرانس خبرى گم شد، اما اين فراموشى لحظه اى بود و مراجع تقليد از همان روز بعد با استفتائات مقلدانشان روبه رو شدند كه مى پرسيدند آيا اين حضور شرعى است يا نه و پاسخ اين بود كه جايز نيست و حرام است.
آنچه مراجع در مخالفت با حكم رئيس جمهور به آن آنچه مراجع در مخالفت با حكم رئيس جمهور به آن استناد كرده بودند، اين بود كه اصولاً در فقه اسلامى ديدن بدن مرد از سوى زنان گرچه از روى لذت هم نباشد، حرام استستناد كرده بودند، اين بود كه اصولاً در فقه اسلامى ديدن بدن مرد از سوى زنان گرچه از روى لذت هم نباشد، حرام است.

ورود زن هاى مجرد به استاديوم ممنوع
آخرين اظهارنظر درباره دستور احمدى نژاد را رياست سازمان تربيت بدنى كه مخاطب نامه رئيس جمهور بود ابراز كرد و سعى كرد به نوعى حكم رئيس جمهور را اصلاح كند. محمد على آبادى حضور زنان در استاديوم را تنها در صورت خانوادگى بودن مجاز دانست و تصريح كرد كه زنان مجرد راهى به ورزشگاه ندارند. گرچه به نظر نمى رسد راه ورود به ورزشگاه براى زنان هموار باشد، اما بايد گفت تاكنون چندين بار زنان به استاديوم آزادى رفته اند و اولين اين حضور هم بى دعوت بوده است، درست پس از بازگشت تيم ملى فوتبال از بازى جنجالى ايران و استراليا كه تيم ملى ايران به جام جهانى دوره پيش راه يافت. پس از آن نيز ورزشگاه آزادى چند بارى حضور زنان را تجربه كرده است. در بازى آلمان و ايران كه زنان صندلى هاى زرد رنگ و زير جايگاه اختصاصى خبرنگاران حضور يافتند و بازى ايران و بحرين.

منبع : روزنامه شرق ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:9 |
 
زندگی مانند بازی فوتبال غیر قابل پیش بینی است . دلیل زیبایی و جذابیت هر دو هم در همین است.
 
فاصله  بین غم و شادی، بین زشتی و زیبایی، خوبی و بدی؛ شب و روز، مرگ و زندگی و فاصله بین آسمان و زمین آنقدر کم است که اصلا نمیشود فاصله معینی را برای آنها متصور شد.
 
 بسیاری از مردم فکر میکنند که فاصله بین آسمان و زمین خیلی زیاد است، در صورتی که این زمین در آسمان شناور است و وقتی جسمی در چیزی شناور باشد دیگر نمیتوان فاصله ای بین آنها در نظر گرفت.
 
ما انسانها در لحظه خوشحالیم در حالی که شاید در یک لحظه از فرط غم سیل اشکمان جاری شود. در لحظه ای که فکر میکنیم به هدف نزدیک شدیم ناگهان خود را دورتر از همیشه میبینیم.
 
پس باید به دنبال حقیقت بود و رها در آن سعی کردن در نگهداری شادیها بیشتر فرد را به غم سنگین مبتلا میکند.
 
حقیقت زندگی را باید دید و پذیرفت در این صورت از تمام امکانات هستی برای درک بهتر و برای ساختن یک زندگی صحیح استفاده خواهیم کرد، با وجود تمام شادیها و غمهایش.
 
 
 
ابزار شادمانی را یاد بگیر
 
       حتی اگرقلبا شاد نباشی
 
 
 
 
 
 منبع : .WWW.Sare.IR
 
Angel
+ نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:6 |
محمود احمدي نژاد رئيس جمهور در اقدامي كم سابقه به سازمان تربيت بدني دستور داد زمينه حضور بانوان در استاديومها براي تماشاي مسابقات فوتبال را فراهم شود.
به گزارش خبرنگار «فردا» دستور احمدي نژاد به رئيس سازمان تربيت بدني يك روز پس از آن صورت مي گيرد كه وي اقدامات اخير نيروهاي انتظامي و قوه قضاييه در برخورد با زنان بدحجاب در تهران مورد انتقاد قرار داد و خواستار توقف برخوردهاي آمرانه براي حفظ حجاب شد.
به گزارش دفتر رئيس جمهور متن نامه احمدي نژاد به رئيس سازمان ورزش به شرح ذيل است.
جناب آقاي مهندس علي آبادي
معاون محترم رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيت بدني
سلام عليكم
همانگونه كه مطلعيد مسابقات فوتبال جاذبه‌هاي فراواني دارد و به خصوص در موارد حساس ملي و برجسته باشگاهي ميليون‌ها نفر به تماشا مي‌نشينند و ده‌ها هزار نفر از جمله خانواده‌هاي فراواني هستند كه علاقه‌مند و مشتاقند به اتفاق و از نزديك و در محل ورزشگاه اين مسابقات را مشاهده كنند.
برخلاف تصور و تبليغ عده‌اي تجربه نشان داده است كه حضور انبوه خانواده‌ها و بانوان در محيط‌هاي عمومي، سلامت و اخلاق و عفاف را در آن محيط‌ها حاكم كرده است.
جامعه زنان در تمامي صحنه‌هاي حماسه ساز دهه‌هاي اخير در خط مقدم قرار داشته‌اند و امروز نيز طلايه‌دار حضور سازنده و با نشاط همراه با حفظ ارزش‌ها و قداست‌ها و مسئوليت‌هاي ويژه زن متعالي در عرصه‌هاي گوناگون هستند.
از اين رو ضرورت دارد با همكاري وزارت كشور و با برنامه‌ريزي صحيح و مقتضي شئون بانوان محترم، بخشي از مرغوبترين مكان‌هاي تماشاگران در مسابقات فوتبال ملي و مهم به طور ويژه به بانوان و خانواده‌ها اختصاص يابد.
مطمئن هستم بانوان عزيز ما كه پاسدار عفاف و كرامت زنان هستند و در تمام مراحل يار و ياور انقلاب اسلامي بوده‌اند، امروز نيز پرچمدار ايجاد محيط سالم و امن اجتماعي خواهند بود.
محمود احمدي‌نژاد
رئيس جمهوري اسلامي ايران
 
+ نوشته شده توسط Angel در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:13 |
"بهترين چيز

رسيدن به نگاهي است

كه از حادثه

 عشق

تر است"

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:18 |
زیادند زنهایی که قلب مردان را به عاریت می گیرند و کمند زنهایی که قلب مردان را تصاحب می کنند.

"جبران خلیل جبران"

َAngel

+ نوشته شده توسط Angel در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 9:17 |

امید حجابی است برای پوشاندن عریانی حقیقت

"آلفرد نوبل"

Angel

+ نوشته شده توسط Angel در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:16 |


Powered By
BLOGFA.COM