
|
+ نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت
12:17 |
سال ۸۵ با سختيها و شيريني هاش داره تموم ميشه
اگه بخوام در مورد امسال به يه نتيجه گيري و جمع بندي برسم مي تونم بگم كه امسال سخت ترين سال توي عمر ۲۰ و ؟؟ ساله من بود اما با همه اين سختيها بهترين سال عمرم هم بود تو كتاب پندار نوشته ريچارد باخ خوندم كه سختيی به آدم نمي رسه مگر اينكه تو دستاش هديه اي داشته باشه به هداياي امسالم فكر مي كنم...دوستاي جديد كه تو نوع خودشون كم نظيرند...بعضياشونو هر روز مي بينم و بعضياشونو تا حالا نديدم ولي ارتباط قويي تونستم باهاشون برقرار كنم اين اواخر هم با كسي آشنا شدم كه قبلا فقط در حد اسم و ماجراهايي كه در موردش همه ميگن مي شناختمش...خيلي دوستش نداشتم اما حالا ديدم ۳۶۰ درجه نسبت بهش عوض شده...دوستم ميگه "چه بسا نعمت داده شده اي كه گرفتار عذاب شود و چه بسا گرفتاري كه در گرفتاري ساخته شده و آزمايش گردد" از ساخته شدن گفتم ...اگه بخوام كل دوران زندگيمو به يه scatter plot تشبیه کنم و توی این نمودار شناختی که نسبت به خودم داشتم رو با نقطه نمایش بدم و خود واقعیمو به صورت خط رگرسیونی که از بین این نقاط پراکنده عبور می کنه امسال سالی بود که انحراف معیار این نقاط از خط رگرسیون در مقایسه با گذشته کمتر شد و من به خود واقعی ام نزدیکتر شدم راستی تا یادم نرفته اینم بهتون بگم که دوستم یه کتاب محشرم داره خودش اونوننوشته و با اینکه کتابی که بدستمون رسیده کامل نیست با اینحال کتابیه که شاهکاره و بعد از قرآن هیچ کتابی به ارزش اون تا حالا نوشته نشده "نهج البلاغه" پیشاپیش عید رو بهتون تبریک میگم و براتون آرزوی تندرستی و شادکامی دارم سر سفره هفت سین موقع تحویل سال اگه دعا کردین منو هم فراموش نکنین....منم برای همه دعا می کنم
+ نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت
11:33 |
يادمان باشد حرفي نزنيم كه به كسي بر بخورد راهي نرويم كه بي راه باشد وتنها دل ما دل نيست و براي سياهي ها نور بپاشيم درسِِ خروش بگيريم يادمان باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنيم مبادا دل تنگش بشكند يادمان باشد
+ نوشته شده توسط Angel در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت
15:43 |
گر چه یاران فارغند از یاد من از من ایشان را هزاران یاد باد + نوشته شده توسط Angel در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت
19:24 |
|
|