تبليغاتX
بمان با من - اين است پايان درس اي پسر
دو روز قبل از امتحان اتفاق بدي توي دانشگاهمون افتاد....يكي از دانشجويان دكتري شيمي توي آزمايشگاه منفجر شد....روز بعد كه اينو فهميدم خيلي دپرس شدم

ماجرا از اين قرار بوده كه كپسول هيدروژن توي آزمايشگاه بغلي نشتي داشته و به علت موج انفجار كمدها و قفسه ها روي اين دانشجو مي افته و در جا ميميره ميگن دوستش كه سر مي رسه وقتي جسد له شده اونو مي بينه روز بعد مرتب حالش بد مي شده

حالا بشنوين از برخورد فرهيختگان!!!!!دانشگاهي

هيچ كس از طرف دانشگاه به خانواده اش خبر ندادن...بچه ها خودشون به مادر اون پسره زنگ زدن‌ خودشون رفتن فرودگاه استقبال مادرش و خودشون جسد له شده اي كه قابل شستشو نبوده و توي پنبه نگهش داشته بودن تحويل گرفتن و همراه مادرش به زادگاهش بردن

رئيس محترم!!! دانشگاه فرمودن!!! چون اين دانشجو امتحان جامع نداده بودن و پروپوزالش تصويب نشده بوده حق نداشته كه پاشو توي آزمايشگاه بذاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تازگيهام عكسشو روي ديوار زده بودن و با دادن يه عنوان شهيد مي خوان روي همه چي سرپوش بذارن

پارسال هم يكي از دانشجوها شب دفاعش سكته كرد و مرد از بس كه استاد راهنماش اذيتش كرده بود

يكي نيست بگه اين كارهايي كه با دانشجوها مي كنن آيا كمتر از جنايت نيست؟!

نمي خوام وارد قضاياي سياسي و سرنوشت مبهم دانشجوهاي فعال سياسي بشم....

+ نوشته شده توسط Angel در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 11:36 |


Powered By
BLOGFA.COM